امین

امین

یکشنبه, 27 مرداد 1398 ساعت 22:09

رنگ ها

 

ساعت ملاقات به آبی در میزند

به سبز خیابان

به قرمز کوچه

تو کجای این همه رنگ خوابیده ای

وقتی که از پلک میگیرمت

و میگذارمت زیر گلدان

مثل کلیدی که به تنهایی صاحب خانه عادت کرده

بی رنگ تر از همیشه برو

سایه باش

فاجعه وقتی اتفاق می افتد که جهان

به اندازه ی آدمهایش قصه نداشته باشد

قصه ی صبحی که آنسوی میله ها اعدام شد

قصه ی خوابیدن من در خیال آغوشِ یک تبعیدی

که دستهایش در وطن جا مانده بود

ساعت صفر است

عقربه در ابتدای راه

تو زمانت را کجای این داستان بگذاری

زودتر به زندان می رسد؟

تو ...

به وقت ملاقات

سفید باش

میخواهم دستهایت را بردارم از تصویر

اما گلوله تنها قلب را از کار می اندازد

باید "موهایم را از روی صورتم کنار بزنم"

بادها به وقت پاییز اند

ودرخت ها به وقت کلاغ

آدمها اما به هیچکدامِ ما رحم نمی کنند

وقتی که خوابیده ایم

ماهیان آواز

صنم احمدزاده

یکشنبه, 27 مرداد 1398 ساعت 21:16

ماهیان آواز

 

در سفرم

می خواستم که مرغ ها

ماهیان آوازِ تو باشند

چون کوچ می کنم وطنم باش

باید ببینی

چه برفی در دهان تو می بارد

این نشستن را سخت می کند

پس مرا اضافه بخوان

همان که بیرون می ریزد

ادا نمی شود

و حقی ندارد که مطلب را

لغزیده و شفاف ادامه دهد

مطلب این است

که صید تو آشکار است

و من دارم

به صدای جمعیت خودم روی آب

گوش می کنم

از هر چیز

جفتی با من است

این جهان را تنگ تر می کند

می خواستم تنها بمانم

چیزی رانجات ندهم

و بار دیگر که به آب می افتم

کسی مرا به تور نیاویزد

می خواستم

ماهیانِ آواز تو باشم

روی عرشه در باد

با بلوغی که سینه هام را

دو جزیره مختار می کند

بلرزم

می خواستم بچرخم

بندری باشم که سراسیمه لخت می شود

در انحنا لنگر می اندازد

تا ببینم شب

معشوق کدام قایق است

اما جهان

هر روز تنگ تر می شود

پناه می برم بر طوفان

و تاریکی که در دهان تو

مرطوب است

تاریکی حقیقت دارد

تاریکی را نمی شود نوشت

می شود بوسید

به دست آورد

و در عزیمتِ لحظه

از دست داد

 

یکشنبه, 27 مرداد 1398 ساعت 20:07

در ابر

 

1

از بس در زرد رفته بودم


صدایم

اندوه فصل را می کشید


انگشتانم بالا بود و


ابرها را


تکان می داد


آمدنم


شبیه آهویی


که نافه نداشت شد


اما عطر بود و


باران می گرفت

 

2


مبتلای عقربم


به ماه


سهم دیوانگی ام از آن تو


از آسمانی که نیست کَنده می شوم


از ریشه


که زمین زَهر مجال بود


به تیرگی ام بلغز


روشنم ببین


در دایره ایی از آب


به وقتِ محبتی که جانور است

شعری از : بهزاد زرین پور

تهرانی

چهارشنبه, 19 ارديبهشت 1397 ساعت 03:26

تهرانی

 

بدون تو پارك‌های این شهر هم

تاب نمی‌آورند مرا

بس كه بی سرو صدامی‌آیم و می‌روم

این دو اتاق چگونه بیاورند

و ببرند مرا هر روز

اگر نشسته نباشی به انتظار

در گوشه‌ای از این نقشه‌ای

كه به یافتنِ تو كشیده‌ام بر دیوار

بدون تو تهران

نقشه‌ای است

كه فلش‌های بی پایانش

نمی‌رساند مرا به گنج

و لذتی ندارد گم شدن در خيابان هايي

كه حق ندارم دست بزنم به شانه‌ای، لطفا!

و ببخشم كه مرا به جا نمی‌آورند

بدون تو تهران

بزرگ نمی‌شود اصلا انگار ...

 

بهزاد زرین پور

 

 

خاطرات آدم و حوا

مارک تواین

چهارشنبه, 19 ارديبهشت 1397 ساعت 03:02

خاطرات آدم و حوا

مارک تواین

ترجمه حسن علیشیری

شعری از : فاطمه احمدزادگان

آلاخون

جمعه, 07 ارديبهشت 1397 ساعت 23:09

آلاخون

 

 

باران ببافم به شانه های علف

به قیچی بِکَنم چارقدی ته نشین در گل

و عشق در دهان ما چنان

بشکند کلماتی به دندان

آنقدر له بکند به زل زدنم

که رختخواب خوابش

به پاشنه ی آب

بایستد

به گیاهان وعلف ها و بوته های فلفل

و بعد

شب بیاید عرق ریز

طوق گیسو در لب

سیگاری از منقل درآورد چپی چپی

بگیراند لای دوزنبق

بسوزاند

بعد آهسته در گوش ما بگوید زنبقیاااا

تو کجا هستی؟! هستی ما

آسمانیا؟

زمینیا؟

نمی بینیا ؟

چریکی گردن به رودی انداخته آواز

از اندام به لب کشیده ی ما گلو پر کند

سر در آواز جویی که به آب دهان

می‌زند چاقو

بعد باران را بکشاند به باراندن

تلی بیندازد به روی خال

دندان به سلاخی گردن

وانگشت شبکوری به تاب گیسو

می‌زند اتو

می‌زند اتو

پاییز بخشکد در پیراهن

بچسبد زل بزند

شب به خرطومی لای زوزه

در پوست مار

زیر انگشتش شهر بافته شده در خونم ببین!

که پرنده های عشق از کت وکولمان رفته بالا

مکنده ی جهان است   در سارافون

که دندان به گیسوی ما می‌زند

می‌زند اتو

مکنده ی جهان در زیر سارافون

صبح فرو در هوایش

انگشت از فرو کردن تحول برداشته

بعد بپرسیم :

اکتفا ؟!

شعری از : امین رجبیان

کم خونی

دوشنبه, 03 ارديبهشت 1397 ساعت 15:32

کم خونی

 

 

ابرویم از فرط استدلال

پایین نمی آید

ابری کنار من ایستاده

شلوارش خیس

در کافه ، در تاکسی

در بانک در مترو

بین زنده‌ها ، بین مرده‌ها

ابری کنار من ایستاده

بیمارستانی را می‌شناسم با عضوهای بسیار

که لای اعضایش ، پنیر اضافه سِرو می‌‌شود

مثل لب‌های آن پرستارِ عصبی

که مثل ابر ایستاده

و چیزی اذیتش می‌کند

چیزی در حد دستمزد شیفت شب

یا اجاره‌ خانه‌ی گران

یا نگاه ارزانِ (فرض کن) یک پزشک

پزشک یکی از اعضای بیمارستان است

بالاترین حد توان زیبایی را

در یک تصادف فجیع می‌بیند

در یک تصادف فجیع فرض کن

خونی که روی صندلیِ پشتی پاشیده

با هیچ چیز پاک نشود

فرض کن کم خونی

یک خصلت نژادی باشد

برای نژادی که نسبت به اعضای جامعه‌اش بی تفاوت است

یا برعکس...

عضو فعال یک گروه ضد اجتماعی باشی

آنوقت در حد مفروضاتت می توانی خون داشته باشی

طوری که به اعضای دیگر هم خونرسانی کنی

در حد مرگ

خونرسانی تا حد پاره‌گی شریان های اصلیِ گردن با طناب

مثل یک ابرِ آویزان

اما

هرگز پرستاری که مورد آزار قرار گرفته نیستی

کارگری روز بی‌مزد

شب بی نان

برگردی به بی‌خانه‌ای که بی‌کرایه‌اش

عقب افتاده

بچه اش از درس

اعضایش از خون کافی

مغزش را هم که بپاشانی روی صندلیِ پشتی...

 

امین رجبیان

داستان کوتاه / آفرین پنهانی

تیر هزاره

یکشنبه, 26 فروردين 1397 ساعت 17:08

 

هزاره...

 

زن هار شده بود.همه ی تپه ماهورهای اطراف آبادی را زیر باران بی امان می دوید.یک نفس می دوید،لحظه به لحظه سنگین وسنگین ترمی شد.همه چیزدرنگاه اش تیره وتاربود. آرزو می کردکاش جرعه آبی شودودرزمین فرورود. دلش بارگرفته بود.انگارتندری روی لب هایش می غریدوحنجره اش رامی درید.اومردش راازباران می خواست.ازرعدوبرق ؛وپژواک ناله هایش خواب آبادی راآشفته کرده بود.

 

شعری از : راهبه خوشنود

پل معلق

یکشنبه, 26 فروردين 1397 ساعت 16:37

چهار شعر کوتاه از : هوشنگ رئوف

ابرهای جمعه

یکشنبه, 13 اسفند 1396 ساعت 23:35

(ابرهای جمعه )

صفحه1 از2

درباره ایرانشعر

 

وبسایت ادبی-هنری ایرانشعر با تکیه بر نگره‌ای نقد محور و اجتماعی بر آن است تا به شناسایی و سامان بخشی آن دسته حرکت های خلاقه ی شعری و ادبی بپردازد که در بطن ادبیات معاصر ایران در جریان‌اند.این وب‌سایت بر مبنای اخلاق نقد حرفه‌ای و حفظ حقوق اجتماعی شاعران و مولفان در عرصه‌ی نگارش و با هدف نشر آثار تولیدی شاعران جوان که از سطح قابل قبولی از شعریت و ادبیت برخوردار باشند و بدون توجه به هر نام و امضایی تشکیل شده، ضمن دوری از جریان های (مسلط شعر و ادبیات وابسته،جشنواره‌ای و رسمی)می‌خواهد تریبونی مستقل برای آثار مستقل و خلاقه ی شعر،داستان،نقد و نظریه‌ی ادبی باشد.افراد علاقه‌مند جهت همکاری با تحریریه می‌توانند رزومه‌ی حرفه‌ای خود را به آی دی های زیر در تلگرام ارسال نمایند:

Amynrjbyan1981@

ShimaQasemi@