چاپ کردن این صفحه

اشتباهی

ساناز داودزاده فر

اشتباهی//...

 

نگاهت

زنی داشت

گيسوانش شبي كه روى دار قالی بود صورتش دشت

كمي گنجشک ، پرستو ، كبوتر و چند كلاغ

تن پوشش

صدايش زلالی آب در كوزه ای زندانی دلش پر از قنات

من اما

با مانتويی مشكی

شالی كه نشان هيج جا نبود

و شناسنامه اى بدون جغرافى

تنها نگاه تو را می توانم بكشم

سيگاری تعارفت كنم

تا در پس پُکِ غليظ دود

اشتباهی او باشم .

 

این مورد را ارزیابی کنید
(3 رای‌ها)
  • آخرین ویرایش در شنبه, 16 شهریور 1398 ساعت 18:45
  • اندازه قلم
امین

آخرین‌ها از امین