مرضیه برمال

گویش باران

  • جمعه, 23 مهر 1400 ساعت 13:37
  • منتشرشده در شعر
  • خواندن 107 دفعه

شعری از مرضیه برمال

برگرد همانجا که بودی

لولا نیستی

نمی دانی در

به کدام پاشنه می چرخد

و پای همین در

لگد به کدام بخت می زند

از شریان تند عینک تو

چه جوهایی از دریا به کوه بر نمی گردد!!!

برگرد

و حرف تازه ای در دهان دریا بگذار

تا موج ها

به مد تازه ای

پا پیش بگذارند

و" دوستت دارم "

لقلقه ی زبان ساحل نباشد

وقتی عینک از نگاه برمی گردد

و من از بخت...

برگرد

و مرا به هلهله ی ابرهای جوان ببر

در لقلقه ی زبان بندری ساحل

در کودکی نیمه شب شرجی

در گویش باران.

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
  • اندازه قلم
محتوای بیشتر در این بخش: « جامپ‌کات تونل های آبی »

درباره ایرانشعر

 

وبسایت ادبی-هنری ایرانشعر با تکیه بر نگره‌ای نقد محور و اجتماعی بر آن است تا به شناسایی و سامان بخشی آن دسته حرکت های خلاقه ی شعری و ادبی بپردازد که در بطن ادبیات معاصر ایران در جریان‌اند.این وب‌سایت بر مبنای اخلاق نقد حرفه‌ای و حفظ حقوق اجتماعی شاعران و مولفان در عرصه‌ی نگارش و با هدف نشر آثار تولیدی شاعران جوان که از سطح قابل قبولی از شعریت و ادبیت برخوردار باشند و بدون توجه به هر نام و امضایی تشکیل شده، ضمن دوری از جریان های (مسلط شعر و ادبیات وابسته،جشنواره‌ای و رسمی)می‌خواهد تریبونی مستقل برای آثار مستقل و خلاقه ی شعر،داستان،نقد و نظریه‌ی ادبی باشد.افراد علاقه‌مند جهت همکاری با تحریریه می‌توانند رزومه‌ی حرفه‌ای خود را به آی دی های زیر در تلگرام ارسال نمایند:

Amynrjbyan1981@

ShimaQasemi@