داستان پسامدرن / حسین پاینده

سخنراني دكتر حسين پاينده درباره داستان "شنگول"

  • پنج شنبه, 05 ارديبهشت 1392 ساعت 02:15
  • منتشرشده در داستان
  • خواندن 248 دفعه
قالب تمام رسپانسیو قالب تمام رسپانسیو مطلب مجموعه ی تکنولوژی

سخنراني دكتر حسين پاينده درباره       داستان "شنگول"     (از مجموعه داستان آنجا زير باران، نشر علم،۱۳۸۳)

       چرا به اين متن مي توان يك متن پسامدرن گفت؟ من با پيروي از نظريه هاي مطالعات فرهنگي كه كلمه "اثر" را ديگر به كار نمي برند تعمداً به جاي اثر مي گويم متن. زيرا اثر هاله اي تقدس مآبانه با خود دارد، گويي سخن يا گفتماني فرابشري است و بنابراين فقط مي تواند تحسين شود. حال آن كه متن ماجرا را يك مقدار زميني تر و قابل پرداختن و بررسي پذير مي كند. سؤالي كه من مطرح مي كنم اين است كه چرا اين متن يك متن پسامدرن محسوب مي شود. براي اينكه ببينيم نويسنده چه كرده، بد نيست به يك رمان اشاره كنم. رمان "رابينسون كروز"، يا كرزوئه نوشته "دنيل دفو" رمان نويس قرن 18 انگلستان. مي دانيم كه دفو اين رمان را بر اساس سرگذشت شخصي به نام الكساندر سلكرك نوشته است.

آدمي واقعاً به اين نام وجود داشته كه در سال 1704 به جزيره اي خالي از سكنه به نام "خوآن فرديناندز" مي رود و پنج سال به تنهايي در آن جزيره اقامت مي كند. در اين رمان با شخصيتي كشتي شكسته رو به رو هستيم كه در جزيره اي دور از بشر زندگي مي كند و مجبور است ياد بگيرد چگونه خود را از گزند طبيعت مصون بدارد. از طرف ديگر فيلمي به نام "دورافتاده"  ـ كه از تلويزيون ما هم پخش شده ـ  نوعي اقتباس و نقيضه براي اين رمان است. در اين فيلم ما پستچيي را مي بينيم كه هواپيمايش سقوط مي كند و او در يك جزيره، تك و تنها، مثل انساني است كه بايد تاريخ را از ابتدا بياموزد لباس بسازد، ‌شكار كند و وقتي كه دندانش درد گرفت و دندانپزشكي در كار نيست ياد بگيرد چطور خودش با سنگ آن دندان را بشكند و از شرش خلاص شود. بالاخره بعد از چند سال اين پستچي با روشن كردن آتش و دودي كه ايجاد مي كند موفق مي شود  هواپيماهاي عبوري را متوجه خود كند تا نجاتش بدهند. اما وقتي كه بر مي گردد مي بيند اتفاقات خيلي زيادي در نبود او رخ داده است. از جمله اينكه عشقش از بين رفته، هيچ كس منتظرش نبوده و حالا هم كسي از بازگشت او خرسند نيست، طوري كه در پايان فيلم بر خلاف رمان رابينسون كروزوئه شخصيت اصلي ترجيح مي دهد در جمع بشر نباشد و به همان جزيره برگردد زيرا آن جا لااقل آرامش داشت و اين اضطرابهاي مدرن مثل مرگ عشق، درك نشدن يا وجود رابطه تنش آميز بين افراد در جزيره وجود نداشت. پس در واقع اين فيلم تكرار يك داستان قديمي  در پرتو نوعي  آيروني است. اين آن كاري است  كه پسامدرنيستها مي كنند: داستاني را كه در فرهنگ سابقه داشته مي گيرند و به شكلي ديگر آن را بازگويي مي كنند. اين يعني ايجاد خلاقيت براي جلوگيري از مرگ ادبيات داستاني. اگرچه بر اساس يك ديدگاه مضامين ادبيات تكراري هستند، رمانها اكثراً راجع به عشق، مرگ يا جنگ و در هر صورت تكراري هستند ـ همچنان كه نظامي به مضمون عشق پرداخته، شكسپير هم و سيمين دانشور هم ـ  اما موضوع اين است كه اگر ما در اين زمان هم بخواهيم همان طور بنويسيم ادبيات داستاني ديگر نمي تواند طرفدار داشته باشد. هنر داستان نويس زمان ما اين است كه آن دست مايه قبلي را از كانتكس زماني خودش خارج كرده به زمينه زماني جديد بياورد و در پرتو فرهنگ امروز آن را بازتوليد كند.  داستاني كه امروز اينجا قرائت شد (داستان "شنگول" نوشته محمدرضا گودرزي) با اقتباس از يك داستان عاميانه نوشته شده كه همه شنيده ايم و در كتابهاي كودكان بارها و بارها تكرار شده است.  اما به نظر مي آيد كه اينجا اتفاقات ديگري هم افتاده است. اينجا تكنولوژي جديد وارد داستان شده است و ما مي دانيم كه ورود تكنولوژي هاي جديد و پسامدرن در ساختار ذهنيت بشر تأثير مي گذارد. بنابراين رفتار آدمها در جامعه معاصر  بر اساس تأثيري كه از همين پديده ها گرفته اند مي تواند متفاوت باشد. مثلاً  با به كارگيري سمبل تمام عيار پست مدرنيسم يعني اينترنت ـ كه ما هيچ سمبلي گوياتر و با معناتر و موجزتر از آن براي پسامدرنيسم نداريم ـ شما مي بينيد كه حس و برداشت و تلقي ذهني ما از زمان ومكان درحال تعديل شدن است. چون به ما اجازه مي دهد كه در كوتاهترين زمان ممكن با دورترين نقاط درتماس باشيم.  اين داستان بر اساس اقتباس، دست به نقيضه نويسي مي زند. نقيضه يعني يك جور تقليد تمسخر آميز. در پارودي شما گاه مي توانيد يك سبك را تقليد كنيد. مثلاً به سبك حماسي فردوسي شعر بنويسيد. فردوسي درباره جنگ ايرانيان با تورانيان، يا رستم با سهراب و اسفنديار نوشته ولي شما با همان لحن و واژگان به يك موضوع دون مانند دشواري پارك اتومبيل تان در خيابانهاي تهران بپردازيد. در ادبيات اصطلاحاً‌ به اين، "نقيضه" يا "پارودي" گفته مي شود.  كار پست مدرنيستها اين است كه به دليل تكراري بودن مضامين از نقيضه استفاده مي كنند. داستان فقط براي به وجود آمدن يك لبخند برلب مخاطب نوشته نمي شود. داستان بايد يك جور تأمل يا ژرف انديشي به دنبال خودش داشته باشد و"مداخله اي نقادانه" يا انتقادي درباره فرهنگ باشد. اين داستان با اين نحوه پرداختِ ورود "گرگ" در حقيقت مي خواهد چيزهايي راجع به خباثت در شكل جديدش به ما بگويد. شايد براي نسل بيست ساله امروز خباثت دارد معنايي جديد پيدا مي كند. شايد دسترسي به تكنولوژي ارتباطي جديد ساختارهاي سنتي خانواده را آن قدر تعديل مي كندكه داستان شنگول و منگول دلالت ديگري پيدا مي كند.  مثال ديگري مي زنم در يكي از آگهي هاي تبليغاتي كه براي يك بانك صورت گرفته شما با صداي آشناي گوينده اي كه هميشه در راديو اطلاعات ترافيكي را بيان مي كند مي شنويد كه به علت هجوم مردم براي افتتاح حساب دربانك خيابانهاي اصلي شهر مسدود شده است. اين يك آگهي پسامدرن است. زيرا يك كانتكس آشنا را با ديدي آيرونيك و با استفاده از  اقتباس و نقيضه نويسي به سخره مي گيرد. آن كانتكست براي ما خيلي آشنا به نظر مي رسد چون اتفاقاً صدايي كه براي اين آگهي به كار رفته همان صدايي است كه ما به طور معمول در اخبار ترافيكي راديو پيام مي شنويم پس توقع هاي ما كليشه اي مي شود. اما آن كليشه بعدتر شكسته مي شود زيرا مي شنويم كه صحبت از برج سپهر و ترافيك مردم براي افتتاح حساب است. به اين ترتيب مي بينيد كه اين آگهي بدون آن كانتكست شايد اثرگذار نباشد. اگر جان بارت مي گويد كه "ما بايد شيوه هاي نگارش پيشامدرن را "خلاقانه" با شيوه هاي "مدرن" تلفيق كنيم و بعد به فرهنگ معاصر بپردازيم" مقصود همين است كه با استفاده از يك داستان عاميانه كه به راحتي مي تواند برداشت و واكنش هاي كليشه اي ما را برانگيزاند، نويسنده مي تواند چيزي راجع به فرهنگ مدرن بگويد.

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
  • آخرین ویرایش در یکشنبه, 29 بهمن 1396 ساعت 15:37
  • اندازه قلم
modir

گروه فناوری اطلاعات جومی ارائه کننده ی خدمات جوملا اعم از قالب فارسی جوملا ، افزونه فارسی جوملا ، هاست ویژه جوملا و.....

وبگاه: www.joomi.ir/

درباره ایرانشعر

 

وبسایت ادبی-هنری ایرانشعر با تکیه بر نگره‌ای نقد محور و اجتماعی بر آن است تا به شناسایی و سامان بخشی آن دسته حرکت های خلاقه ی شعری و ادبی بپردازد که در بطن ادبیات معاصر ایران در جریان‌اند.این وب‌سایت بر مبنای اخلاق نقد حرفه‌ای و حفظ حقوق اجتماعی شاعران و مولفان در عرصه‌ی نگارش و با هدف نشر آثار تولیدی شاعران جوان که از سطح قابل قبولی از شعریت و ادبیت برخوردار باشند و بدون توجه به هر نام و امضایی تشکیل شده، ضمن دوری از جریان های (مسلط شعر و ادبیات وابسته،جشنواره‌ای و رسمی)می‌خواهد تریبونی مستقل برای آثار مستقل و خلاقه ی شعر،داستان،نقد و نظریه‌ی ادبی باشد.افراد علاقه‌مند جهت همکاری با تحریریه می‌توانند رزومه‌ی حرفه‌ای خود را به آی دی های زیر در تلگرام ارسال نمایند:

Amynrjbyan1981@

ShimaQasemi@