داستان کوتاه / داریوش سالاری

می توانی به کارت ادامه دهی

  • شنبه, 28 بهمن 1396 ساعت 00:15
  • منتشرشده در داستان
  • خواندن 186 دفعه

آقای سمندری با کسی حرف نمیزند . تکیه داده به دیوار فرسوده ی خانه و از این کانال به آن کانال می پرد .نق میزند که ماهواره هم برنامه ی بدرد به خوری ندارد .همسر و بچه ها تواین هفته که سمندری بازنشست شده جرات کلامی هرچند کوچک ندارند . توی راهروی باریکشان دوسه موزاییک لق زیر موکته هست که بچه ها در این هفته حواسشان هست که روی آنها پا نگذارن

که البته همه اینها را قبلا به آنها مادر تذکر داده است .انها به خوبی میدانند که سمندری عادت به نشستن در خانه ندارد .سی سال و اندی کار در اداره و حالا نشستن ، بیخ گوش زن و بچه برای خانواده هم دشوار بود چه رسد به آقای سمندری .در اداره حتی اگر مدیر کل باشی مافوقی هست که دائم یا گاه به گاه سر آدم داد بزند اما پدر عادت بسوزد که اغلب کارکنان ، اداره را به خانه ترجیح میدهند.

امروز برای سمندری از دیگر روزها دشوارتر به نظر میرسد. بنابراین ازین اتاق به آن اتاق میرود اما نه ، باید کاری دیگر میکرده که خودش هم نمیداند چه کاری بوده ،و یکمرتبه انگار که فکری به جمجمه اش خزیده باشد گوشی تلفن را برمیدارد الو ۱۱۸ ...جسارتا شماره ی یه نجاری رو میخواستم ....دست شما درد نکند ....انشاءالله که هیچ وقت بازنشست نشی اگر هم شدی با خانواده ای نق نقو دمخورنباشی دختر بزرگ سمندری که احتمالا میخواهد به نیش و طعنه های پدر از پس یک هفته سکوت خانواده ،اعتراض کند با ساق دست مادر روی سینه خود مواجهه میشود : ولش کن ُدختر خوبم ولش کن شش دختر وپسر خانواده که با طعنه پدر از اناق ، یکی یکی یا دوتا دوتا بیرون آمده اند، حالا یکی یکی یا دوتا دوتا میروند توی اتاق و در را از تو قفل میکنند. احتمال دارد بعضی هاشان هم ناخن های اشاره خود را در گوش ها فرو برده و در حالیکه پلک ها را به هم فشار میدهند سر خود را به نشانه تاسف یا هر نشانه دیگر تکان بدهند.

الو الو سمندری هستم ..بله.. ممنون ... آقای نجار ....میخواهم میزی...بله بذار توضیح بدم بعد حرف بزن .. سمندری بعد از توضیح اینکه میخواهد چکار کند آدرس خانه را به نجار میدهد .و نجار با یک کامیون، تخته ها و الوارها و ابزارهاو ودریل و هرچه که برای سوراخ کردن و کوبیدن و بریدن و غیره دارد در یکی از اتاقهای سمندری میگذارد وشروع به کار میکند .سمندری میگوید :ببین جناب ، من میخواهم برایم در این اتاق میزی درست کنی که ارتفاعش حداقل دو متر باشد بچه هایم نمره هاشان را که می آورند نشانم بدهند باید دستشان را دراز کنند ،میفهمی که ، دراز کنند ،دستشان را دراز کنند .هزینه ش مهم نیست .پول باز نشستگی گرفتم دارم هرچی بخواهی ،فقط بلند باشه .

نجار زنگ میزنددو سه شاگرد و یک نجار دیگر هم به کمکش می آیند .تا غروب میزو یک صندلی با پایه هایی بلند ، آماده میشوند . مرد روی صندلی مینشیند جابجا میشود ، آرنجهایش را روی میز جابجا میکند و میگوید :خوبه ..یعنی بد نیست ...

و از همانجا هزینه آنها را میپردازد ،یعنی دست دراز میکنند وهزینه خود را میگیرند .

وقتی میخواهند بروند نجار اولی میگوید :ببخشید توی این خانه کسی به جز شما زندگی نمیکنه

سمندری فقط سرتکان میدهد .

نجار دومی میگوید :ببخشیدشما آقای سمندری هستید ؟

سمندری فقط سرتکان میدهد .نجار ادامه میدهد : یه اداره کنار خانه ما بود به نظرم شما اونجا آبدارچی بودید سمندری این بار هم سر تکان داد .

.

این مورد را ارزیابی کنید
(1 رای)
  • آخرین ویرایش در یکشنبه, 29 بهمن 1396 ساعت 15:47
  • اندازه قلم
modir

گروه فناوری اطلاعات جومی ارائه کننده ی خدمات جوملا اعم از قالب فارسی جوملا ، افزونه فارسی جوملا ، هاست ویژه جوملا و.....

وبگاه: www.joomi.ir/

درباره ایرانشعر

 

وبسایت ادبی-هنری ایرانشعر با تکیه بر نگره‌ای نقد محور و اجتماعی بر آن است تا به شناسایی و سامان بخشی آن دسته حرکت های خلاقه ی شعری و ادبی بپردازد که در بطن ادبیات معاصر ایران در جریان‌اند.این وب‌سایت بر مبنای اخلاق نقد حرفه‌ای و حفظ حقوق اجتماعی شاعران و مولفان در عرصه‌ی نگارش و با هدف نشر آثار تولیدی شاعران جوان که از سطح قابل قبولی از شعریت و ادبیت برخوردار باشند و بدون توجه به هر نام و امضایی تشکیل شده، ضمن دوری از جریان های (مسلط شعر و ادبیات وابسته،جشنواره‌ای و رسمی)می‌خواهد تریبونی مستقل برای آثار مستقل و خلاقه ی شعر،داستان،نقد و نظریه‌ی ادبی باشد.افراد علاقه‌مند جهت همکاری با تحریریه می‌توانند رزومه‌ی حرفه‌ای خود را به آی دی های زیر در تلگرام ارسال نمایند:

Amynrjbyan1981@

ShimaQasemi@