چاپ کردن این صفحه

انتخاب و ترجمه از "سارا پورحسنی"

درباره‌ی رمان Ready Player One بازیکن اول آماده باش از ارنست کلاین

داستان بازیکن اول آماده! در یک کابوس‌آباد آخرالزمانی، در سال 2045 اتفاق می‌افتد.

 

در آن دوران زمین بخاطر سوءمصرف سوخت‌های فسیلی دچار بحران انرژی شده و درگیر مشکلاتی از قبیل گرمایش و ازدیاد غیرقابل تصور جمعیت است. در همین حین مشکلات شدید اجتماعی و اقتصادی گریبان‌گیر خیل عظیم انسان‌هاست. مردم برای فرار از این مشکلاتِ به «اوآسیس» (واهه) پناه می‌برند: جهانی مجازی که به بازیکنانش این امکان را می‌دهد که با عینک مخصوص (Visor) و تلکنولوژی‌هایی لمسی، از جمله دستکش‌ لمس، با این جهان مجازی تعامل داشته باشند. اوآسیس که هم یک بازی نقش‌آفرینی چندبازیکنی اینترنتی (MMORPG) و هم یک جامعه‌ی مجازی است، که به جزئی ثابت از واقعیت جهان تبدیل شده است. نوجوانِ و قهرمان اصلی داستان، وِید واتس (Wade Watts) هم که حال و روزش در دنیای واقعی چندان تعریف ندارد، فقط زمانی احساس سرزندگی می‌کند که به این آرمان‌شهری مجازی متصل می‌شود. داستان از جایی آغاز می‌شود که خالق اوآسیس ناگهان می‌میرد و در وصیت‌نامه‌ی ویدیویی‌اش اعلام می‌کند که هر کس بتواند در بازی کامپیوتری‌اش برنده شود، صاحب تمامی ثروت او خواهد شد. وِید نیز در کنار میلیون‌ها نفر دیگری که قصد برنده شدن در این بازی را دارند، زندگی‌اش را وقف مطالعه‌ی معماهای مخفی این جهان مجازی بسیار بزرگ می‌کند؛ معماهایی که بر اساس علایق شدید و وسواسی خالق‌شان نسبت به فرهنگِ پاپ چندین دهه‌ی گذشته ساخته شده‌اند، و نویدِ قدرت و ثروت عظیمی را به کسی می‌دهد که بتواند سر از رازشان بگشاید. زمانی که وید به اولین سرنخ می‌رسد، متوجه می‌شود توسط بازیکنانی که حاضرند برای به دست آوردن این جایزه حتی دست به قتل بزنند، محاصره شده است. مسابقه شروع شده است، و اگر وِید بخواهد زنده بماند، مجبور است برنده و با دنیایِ واقعی، که همیشه از آن فرار می‌کرد، مواجه شود.

«بازیکن اول آماده» ارنست کلاین (Ernest Cline) کتابی پُر از ارجاعات متعدد به بازی‌های کامپیوتری، واقعیت مجازی و جزئیات بی‌اهمیت فرهنگ پاپ (Pop Culture) دهه 80، قهرمانان گیکی مثل ایی.گری.جی‌کاس (E.Gray Gygax) و عناصر فرهنگی جذابی مثل فروباز (Frobozz) و راکا-تو (Raaka-tu) است. اما با وجود تمامی این ارجاعاتی که شاید خیلی‌ها از آن‌ها سردرنیاورند، بازهم کتاب مناسبی برای کسانی است که کتاب‌های علمی تخیلی در ژانر جهان‌های مجازی، یا کتاب‌های بدون تصویر را دوست دارند! قیافه‌ی ارنست کلاین کمی شبیه کوین اسمیث (Kevin Smith) است؛ و کوین اسمیث هم یکی از معدود کسانی که شاید بتواند متوجه همه‌ی ارجاعات گیکی (Geek) او در این کتاب بشود. آقای کلاین در سال سال 2009 فیلم‌نامه‌ی «پسران‌طرفدار» (FanBoys) را که درباره‌ی چند هواخواه چندآتشه‌ی «جنگ‌های ستاره‌ای»ست (Star Wars) نوشته بود. جان اسکالزی (John Scalzi) هم از دیگر طرفداران کلاین است که به درستی از این کتاب به عنوان «یک کتاب ارضاء‌کننده‌ برای خَرخوان‌ها!» (Nerdgasm) یاد کرده است. این بهترین تعریفی است که می‌توان از این کتاب علمی تخیلی آتشین که درباره‌ی فرهنگی مجازی است به جا آورد. شاید اگر شما چندان گیک نباشید، مقدار زیاد ارجاعات گیکی این کتاب خسته‌تان بکند. اما بازیکن اول آماده! با ایجاد تصاویر ذهنی پَک‌من‌گونه (Pac-man) و چیدمان آتاری‌وارش به تمامه نماینده‌ی یک ژانر است. این کتاب ادای دِین کلاین به تمام چیزهایی است که در دوران نوجوانی با آن‌ها بزرگ شده و جهان‌اش را شکل داده است. در مجموع می‌توان گفت که آقای کلاین توانسته است اسباب بازی‌ها و بازی های مورد علاقه خود را در روایتی کاملا قابل فهم برای خواننده جای بدهد.

همانطور که اشاره شد، داستان در سال 2044 اتفاق می‌افتد، زمانی که دیگر تعداد زیادی از طرفداران واقعی و اوریجینال دوران‌دوران (Duran Duran) باقی نمانده‌اند، و حالا اغلب مشتاقان فرهنگ 1980 بچه‌هایی متعصب و جامعه‌گریز هستند. این بچه‌ها تنها به این دلیل به دهه‌ی هشتاد علاقه‌مند شده‌اند که جیمز هلیدی (James Halliday) ، مخترع مولتی میلیاردر اُ-آسیس مُرده، و مجموعه‌ای از چیستان‌هایی که درباره‌ی دهه‌ی 80 هستند را در فیلمی به نام «دعوت‌نامه‌ی آنوراک» مطرح کرده است. حل کردن این معماها، سرنوشت میراث او را تعیین می‌کند. آقای کلاین در نخستین صفحات کتابش می‌نویسد «هلیدی که یک طراح بازی کامپیوتری و مسئول خلق اوآسیس، یک بازی چندبازیکنی ‌اینترنتی بود که در نهایت به شبکه‌ای جهانی واقعیت مجازی تبدیل شد و حالا بشریت به صورت روزمره از آن استفاده می‌کند.» بخشی از آنچه که اوآسیس را جذاب می‌کند این است که زندگی واقعی روی زمین دیگر شورق و شوق گذشته را ندارد و منابع طبیعی از بین رفته‌اند و زندگی به چیزی سخت و ترسناک تبدیل شده است و انسان‌ها در روزگار بسیار دشواری زندگی می‌کنند. بخاطر شخصیت‌های «بازیکن اول آماده باش» تارَک دنیاهایی هستند که وقتشان را در مقام یک آواتار (Avatar) محصور در نقش‌آفرینی اینترنتی‌شان می‌گذرانند. آن‌ها در جهان مجازی هیچ شباهتی به خودِ واقعی‌شان ندارند و همچنین با وجود دوستی در جهان مجازی، در واقعیت اصلاً یکدیگر را نمی‌شناسند. آرتمیس (Art3mis) قهرمانِ زن داستان، یک وبلاگ‌نویس جذاب، و جنگجویی است (که البته شاید یک مردک میان‌سال بیش‌از حد چاق به اسم چاک باشد!)

وید واتس بچه یتمی است که والدینی فقیر داشت که حداقل به فکرشان می‌رسید اسمی قهرمانانه روی او بگذارند. اما شرایط واقعی وید اصلاً هیجان انگیز نیست. او در پُشته‌ی بلند و خطرناکی که از تریلرهای متحرک ساخته شده زندگی می‌کند، و روزها به وَنی قدیمی و رها شده پناه می‌برد تا به بازی در مقام شخصیت مجازی‌اش بپردازد. اگر او از آنجا بیرون برود، خانواده‌ای که با آن‌ها زندگی می‌کند عینک مخصوصی که با آن وارد اُ-آسیس می‌شود را از او می‌گیرند. آواتار وید در مدرسه‌‌ی مجازی‌اش معمولاً سرش را روی میز گذاشته و به خواب رفته است. و دلیلش آن است که وید در حال بازی در نقش آلتر اِگویی (Alter Ego) به نام پارزیوال (Parzival) است. اسم او هم مثل آرتمیس کمی خنده‌دار به نظر می‌رسد چون کاربران دیگر سایر نام‌های کاربری مشابهش را قبلاً گرفته‌اند. وید شیفته‌ی دعوت‌نامه‌ی آنوراک است، حداقل نه بخاطر اینکه فیلمی مشکوک است که باید سعی کند آن را بفهمد و تفسیرش کند: صحنه‌های موجود در آن فیلم، از فیلم‌های قدیمی جان هیوز (John Hughes) الهام گرفته شده‌اند.

در واقع هیچ‌کس نمی‌داد چه اتفاقی برای هلیدی افتاده است. اما دانش هلیدی از جزئیات دهه‌ی 80 چنان دقیق بود که وید تصمیم گرفت به دقت مطالعه کند و به پای او برسد. (او ذاتاً یک گیمرِ تمام وقت رقابت‌جوست، و تازه دیگر چه کاری برای انجام دادن دارد؟) بخاطر همین، او همه چیز را درباره‌ی سریال روابط خانوادگی (Family Ties) و بازی‌های سکه‌ای قدیمی و تمام چیزهای قدیمی به درد نخوری که دیگر به کار بشریت نمی‌آیند یاد می‌گیرد. «بازیکن اول اماده» عنوانش را از عبارتی گرفته است که در آن دوره در ابتدای تمامی بازی‌های کامپیوتری وجود داشت. هلیدی در دعوت‌نامه‌ی آنوراک به یکی از علایق احساساتی‌اش، بازی ماجراجویی (Adventure) دستگاه آتاری و تخم‌مرغ عیدپاکی که خالقش، وارن رابینت (Warren Robinett) در آن پنهان کرده بود، اشاره می‌کند. ماجراجویی نخستین بازی کامپیوتری است که خالق آن نامش را به صورت پنهانی در یکی از دخمه‌های موجود در این بازی پنهان کرده بود، چراکه در آن زمان شرکت‌ها به خالقین بازی‌ها اجازه نمی‌دادند نامشان روی بازی‌ها ذکر شود.

و حالا وقت آن رسیده‌ است که اگر به اندازه‌ی کافی گرفتار آقای کلاین شده‌اید اما با ارجاعات بسیار زیاد کتابش آشنا نیستید، نگاه‌مان را دقیق‌تر کنیم. یک تخم‌مرغ عید پاک به صورت مخفی در جهان اُ-آسیس پنهان شده و هلیدی مسابقه‌ای برای شکار آن برپا کرده است. تعداد زیادی از شکارچیان تخم مرغ، که با عنوان گانتر (Gunter) مشهورند، کاری به جز جستجوی تخم‌مرغ هلیدی انجام نمی‌دهد. خوانندگان عزیز، شاید از خودتان بپرسید: اگر وید از بقیه باهوش‌تر نبود، اصلاً به داستان او علاقه‌ای داشتید؟ از آنجایی که وید مثل هر قهرمان دیگری حداقل به چند دوست نیاز دارد، با آرتمیس و سه تن دیگر از آواتارها هم‌پیمان می‌شود. آن‌ها روی «تابلوی امتیازات» مسابقه، که امتیازات افراد برتر را نشان می‌دهد، به بیشترین امتیاز دست پیدا می‌کنند و به عنوان «پنج‌تای بالایی» مشهور می‌شوند. و این شروع همه‌ی دردسرهای آن‌هاست. افراد شروری در این داستان هستند که حاضرند برای به دست آوردن ثروت هلیدی دست به هر کاری بزنند.

کلاین، پس از اینکه وید (یک پسربچه‌ی فروتن) به مقبره‌ی وحشت می‌رسد تا با آسررِراک دمی‌لیچ (Acererack the Demi-Lich) از بازی سیاه‌چال‌ها و اژدهایان (Dungeons & Dragons) مواجه شود، با تحسین به این برخورد فرهنگی نگاه می‌کند. اما «بازیکن اول آماده!» در اینجا از یک مرز عبور می‌کند. و این همان زمانی است که فتیش‌ کلاین نسبت به بازی فکری سیاه‌چال‌ها و اژدهایان منجر می‌شود که نسخه‌ای واقعی از آن را در کتابش خلق کند. ظرافت کتاب از زمانی آغاز می‌شود که وید و دوست صمیمی‌اش به هم درباره‌ی دانش‌شان از فیلم‌ها فانتزی تکه می‌اندازند، و نقل و قول‌های مثل «من رو شِرلی صدا نزن!» (البته از گروه اِیرپِلین/ Airplane) را مورد استفاده قرار می‌دهد. و اگر درباره‌ی جزئیات «جنگ‌های ستاره‌ای» بحث می‌کنند، بخاطر این است که در بخش 27 دنیای مجازی‌شان، جهانی وجود دارد شبیه یک مربع روبیک است و در آن قلمروهای «جنگ‌های ستاره‌ای» و «گشت و گذار ستاره‌ای» (Star Trek) درهمسایگی هم بازسازی شده‌اند. گستردگی و هوشمندانه بودن تخیل آقای کلاین این وهم و خیال هیجان‌انگیز را بیش از پیش گسترش می‌دهد. داستان بازیکن اول آماده باش، داستانی پُر فراز و نشیب است و شخصیت‌های داستان دچار تحولات بسیار جالبی می‌شوند، اما باید به این نکته اذعان داشت که «بازی» همه چیزهای دیگر موجود در این کتاب را تحت تأثیر خود قرار داده است. اگر شما هم یک گیک هستید و داستان‌های علمی تخیلی و بازی‌های کامپیوتری و جهان‌های مجازی علاقمنید، مطمئناً از خواندن این کتاب لذت خواهید بُرد.

منبع نیویورکر. انتخاب و ترجمه سارا پورحسنی

 


 

این مورد را ارزیابی کنید
(6 رای‌ها)
  • آخرین ویرایش در یکشنبه, 13 بهمن 1398 ساعت 00:29
  • اندازه قلم
modir

آخرین‌ها از modir