دو شعر از:

رضا خان بهادر

  • جمعه, 20 دی 1398 ساعت 18:28
  • منتشرشده در شعر
  • خواندن 658 دفعه

"یک"

دردِ هوا

گریبان پنجره را گرفت

و حافظه‌ی شهیدش را

از استخوان لای زخم

بیرون کشید

حدودِ بخت

یک آفتاب و یک زن

بر روی ناگهان دشنام دادند

من پذیرفته بودم

برگشتم‌ به صورت باران و

بوسه‌ها را به هم چسباندم‌

تاریکیِ ماسیده‌ در دهانِ شب

از پهلوی‌ ماه

چربی‌های اضافه را

به دندان کشید‌ و رفت

تو از قرار تاریک

معلوم نمی‌شدی

"دو"

از این طرف باز کنید !

این یائسه دهان حامله‌ای دارد

و حافظه‌ی دندان‌هاش

پوستِ روح را در خود ثبت کرده‌اند

بشکند این دندان

جناق‌ شکسته‌ی ماه و اولیا پلنگ را با هم دریده است

طمع نکرده‌ام

تمام کلماتم‌ را زن دادم و جهنم را به دوش گرفتم

تعویذها در قیافه‌ی تو سوزاندم

خاکت‌ کردم

و تو باز هم

شلوار از پای رودخانه در آوردی

تا عکس آن دو چشم سوخته را

توی‌ آب ببینی

حالا ببین

اسبی‌ که از من برخاست

پیشانی‌اش شاخ داشت و

یالش‌ دُم

و قبل از آن

پرواز می‌کردند

آدم‌هایی که همه جای‌شان‌ چشم بود

ذبح کن و در طبق اخلاص بیانداز

معشوقه‌ای در آب و

پرنده‌ای در آتش

این مورد را ارزیابی کنید
(2 رای‌ها)
  • آخرین ویرایش در جمعه, 20 دی 1398 ساعت 18:39
  • اندازه قلم
محتوای بیشتر در این بخش: « رسول رضایی ساریا ابرا »

درباره ایرانشعر

 

وبسایت ادبی-هنری ایرانشعر با تکیه بر نگره‌ای نقد محور و اجتماعی بر آن است تا به شناسایی و سامان بخشی آن دسته حرکت های خلاقه ی شعری و ادبی بپردازد که در بطن ادبیات معاصر ایران در جریان‌اند.این وب‌سایت بر مبنای اخلاق نقد حرفه‌ای و حفظ حقوق اجتماعی شاعران و مولفان در عرصه‌ی نگارش و با هدف نشر آثار تولیدی شاعران جوان که از سطح قابل قبولی از شعریت و ادبیت برخوردار باشند و بدون توجه به هر نام و امضایی تشکیل شده، ضمن دوری از جریان های (مسلط شعر و ادبیات وابسته،جشنواره‌ای و رسمی)می‌خواهد تریبونی مستقل برای آثار مستقل و خلاقه ی شعر،داستان،نقد و نظریه‌ی ادبی باشد.افراد علاقه‌مند جهت همکاری با تحریریه می‌توانند رزومه‌ی حرفه‌ای خود را به آی دی های زیر در تلگرام ارسال نمایند:

Amynrjbyan1981@

ShimaQasemi@