جنگ و صلح

حمیدرضا اکبری شروه

  • شنبه, 30 شهریور 1398 ساعت 19:32
  • منتشرشده در شعر
  • خواندن 97 دفعه

جنگ و صلح/...

 

 
‍ درونِ حسی  سرخ 
 بیرون که می زنند
یاد جنگ می افتم 
 یاد همه ی  اندامش 
 که رگانی بریده بود
بر گلوی حوا !
  دوباره تاریخ سراغم می آید
میرزای جنگلی
جنوب تشنه ی  بهمنشیر
 دختر همسایه ای حتی که دیگر نیست !
من  نمی خواهم 
یک لحظه جان دادنِ  کسی را ببینم
درست ساعت ِنمی دانم چند 
دستم را جایی جا گذاشتم 
وبعد 
یادم می آید
به گیس های دست خورده ای
تماما تنفرمی شوم 
و شما هنوز نیمی در جنگ
و صلحی که نمازش را همیشه قضا می خواند .
 
باید بیدار بود ه باشم 
تا از درد  دست دیگرم  را 
جایی جا نگذارم
حالا هم جنگ شروع می شود
باید از کودکی ات  خجالت بکشیم
که در جنگ بزرگ شد
و جوانی ات که در خواب   
جنگل های شمال را ندید
فقط من برایش  دایه دایه *می خواندم 
 وقت جنگ نبود 
توجنگ دوست نداشتی 
بخدا این صلح هم
 فاحشگی اش را نداشت
و آزادی 
پسر همسایه شده بود 
که در هیچ  خوابش راهی نداشتیم 
حالادیگر برای کسی دلتنگ نیستیم
 من فکر کنم
خوابمان دیگر  بهشتی ندارد
همه‌چیزش  جنگی ست
و تو فرض کن
از پشتِ  کلمه‌هایی کج  شده ای 
 دست  مرگ را می گیری
و  حرف می‌زنیم
تا انتهای خوابی که نداریم !
شاید 
دیوانه شده‌ باشم 
من اما کلاغ شده ام 
وتو با تمام زنانه گی ات
 به صلح 
هنوز فکر می کنی .
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
  • اندازه قلم
محتوای بیشتر در این بخش: « زینب فرجی ری را عباسی »

درباره ایرانشعر

 

وبسایت ادبی-هنری ایرانشعر با تکیه بر نگره‌ای نقد محور و اجتماعی بر آن است تا به شناسایی و سامان بخشی آن دسته حرکت های خلاقه ی شعری و ادبی بپردازد که در بطن ادبیات معاصر ایران در جریان‌اند.این وب‌سایت بر مبنای اخلاق نقد حرفه‌ای و حفظ حقوق اجتماعی شاعران و مولفان در عرصه‌ی نگارش و با هدف نشر آثار تولیدی شاعران جوان که از سطح قابل قبولی از شعریت و ادبیت برخوردار باشند و بدون توجه به هر نام و امضایی تشکیل شده، ضمن دوری از جریان های (مسلط شعر و ادبیات وابسته،جشنواره‌ای و رسمی)می‌خواهد تریبونی مستقل برای آثار مستقل و خلاقه ی شعر،داستان،نقد و نظریه‌ی ادبی باشد.افراد علاقه‌مند جهت همکاری با تحریریه می‌توانند رزومه‌ی حرفه‌ای خود را به آی دی های زیر در تلگرام ارسال نمایند:

Amynrjbyan1981@

ShimaQasemi@