چهار شعر کوتاه از : هوشنگ رئوف

ابرهای جمعه

  • یکشنبه, 13 اسفند 1396 ساعت 23:35
  • منتشرشده در شعر
  • خواندن 281 دفعه

(ابرهای جمعه )


 

(1)

از ما

بی حضور می شود

حتی چشم اندازی دور

تا فرصت نفس

سبز جلوه می کند بر برگ

بیا در یکدیگر آسیاب شویم

از گرده ی زمین بر زمین

نه با گیاه می روییم

نه با گندم .

(2)

یک شب شمایلت

از قایق ماه

در رودخانه افتاد

حالا نمی دانم

در مهتاب خوانی آب

جلال کدام دریایی

(3)

خاک را بهم زدی

و باغچه را

پر از پیاز نرگس کردی

و بی گاه

به سفرِهمیشه ی خاک رفتی

حالا

باغچه پر شده

از بوته های سبز

با گل هایی

به شکلِ انگشتانت .

(4)

سفر

از ابرهای جمعه پیاده شد

و باز

جاده ماند و

زخم شانه هایش

که آن همه غربت را

جا به جا کرده بود .

این مورد را ارزیابی کنید
(1 رای)
  • اندازه قلم
محتوای بیشتر در این بخش: « آلزایمر پل معلق »

درباره ایرانشعر

 

وبسایت ادبی-هنری ایرانشعر با تکیه بر نگره‌ای نقد محور و اجتماعی بر آن است تا به شناسایی و سامان بخشی آن دسته حرکت های خلاقه ی شعری و ادبی بپردازد که در بطن ادبیات معاصر ایران در جریان‌اند.این وب‌سایت بر مبنای اخلاق نقد حرفه‌ای و حفظ حقوق اجتماعی شاعران و مولفان در عرصه‌ی نگارش و با هدف نشر آثار تولیدی شاعران جوان که از سطح قابل قبولی از شعریت و ادبیت برخوردار باشند و بدون توجه به هر نام و امضایی تشکیل شده، ضمن دوری از جریان های (مسلط شعر و ادبیات وابسته،جشنواره‌ای و رسمی)می‌خواهد تریبونی مستقل برای آثار مستقل و خلاقه ی شعر،داستان،نقد و نظریه‌ی ادبی باشد.افراد علاقه‌مند جهت همکاری با تحریریه می‌توانند رزومه‌ی حرفه‌ای خود را به آی دی های زیر در تلگرام ارسال نمایند:

Amynrjbyan1981@

ShimaQasemi@