چاپ کردن این صفحه

شعری از : شیما قاسمی

پتاسیم

پتاسیم

فرو نکن درد می‌کشم

نکن فرو

دست‌ها بی‌رحمند

و زخمی که زنم می‌کند .

هزارساله‌ام

تازه‌ام

نفس می‌کشم از آخرین پنجره

جیغی از بام شهر :

پاره کنند

پرده‌های نادریده‌ی‌ درد

که دختران در من غمگینند

و ایران حرم سرای خری که شاخ

تا دسته فرو کرده در ناکجا

شیاف بی‌درد پتاسیم

توی مردهای شعر

پوینده

مختاری

در گریه‌های زنی که پریود تاریخ است.

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
  • اندازه قلم
modir

آخرین‌ها از modir