چاپ کردن این صفحه

شعری از : مجید رعایایی

چندضلعی

چندضلعی


 

از من چند ضلع بیشتر بود

آن چه را که در تاریخ طبـری مرور کردی

جایی ایستاده در هوای آلوده ی تهران

به وقت تفتیشِ عقاید در صبحی غریب که تنفـسی طولانی در گلویت گیر افتاده بود.

از من

تا پوستِ روشن ات مقادیری فاصله است

مقادیـری سوختنِ درخت ها در حیات همسایه بغلی

مقادیـری یا ایتها الانفس در کشاله ی ران

که تاب می خود ، پیچ می خورد در تاریخ تبری

تبری که بیافتـد به دست کودک من

و بعد رگ ها در ریشه ها خون بخورند

و بعد تجربه ی گیلاس های وحشی ( به سلامتی _ نوش )

و بعد که چه ؟

که کدام گیاه در شُش های من رخنه کند صاف بخورد به سوزش ادرار

بخورد مِـی شِش ماهه و کورتاژ با نان اضافی.

من بعد ها به این موضوع فکر خواهم کرد

که سینه های بزرگ زنان (و تبارک الله و احسنِ ذهن من )

می توانست انقلاب پابرهنه گان را شیر بدهد

من بعد ها به این موضوع فکر خواهم کرد

که رضا حسن مطرب

خودش را قهوه ایی کرد در تشریفاتِ یک شلوار پارچه ایی

و حتمن به غلامِ مد آقا دربِ اتاق قرنطینه تیمارستان سینا خواهم گفت :

تو درست می گفتی

استاد های دانشگاه بوعلی سرشان را در پاچه های دختران کرمانشاهی جشن گرفته اند

تو درست می گفتی

برای برونشیت کلمات فقط قرص های اعصاب عمل می کنند.

سلام

ای آب های درون آوند

ای پیاده شدن در صفحه ی شطرنج

پیاده شدن در سرباز خانه های پر از کافور ،

تو را تا سیـگار کردن در سلول های دو در یکِ ریه ،

در ورود یک مشت توده ی کم فشـار باید دوست داشت .

بعضی گریه می کنند که سبک شوند

بعضی سبک می شوند تا گریه کنند

من اما در تمام تنم سگ زوزه می کشد ( گرسنه است سخت نگیر )

در اضلاعِ بیضوی شکل

زیر درخت آلبالو دستمال من خونی است

دستمال من خونی است

از خودکشـی سحر خانم در اوجِ شیشه در رگ هاش

از درخت های زردی که آسم گرفته بودند

ازصدای ضبط شده ی زنی پشت خط که مدام می گوید:

تماس از ندامتگاه همدان

تماس از ندامتگاه همدان

تماس از ندامتگاه همدان

ومن با آن قسمت از کارگریم دوستت می دارم

که جهان را اقتصاد مقاومتی ایست

با آن قسمت که پشتِ شیشه هر روز چهارشنبه صبح است.

این مورد را ارزیابی کنید
(4 رای‌ها)
  • اندازه قلم
modir

آخرین‌ها از modir