چاپ کردن این صفحه

شعری از : علی مرادی

پخش زنده

پخش زنده

 

از خط کشی باران

بدون اینکه خط بخورد

درست از وسط خیابان کنار قدم هاش

از نفس بدون اینکه بی افتد

در را چکاند

و در وقاحت این تسلیم

ماده پلنگی که به تن داشت

رم داد

و در زمین غلتید

بعد

 

این مادیانی که دارد این شعر را می بافد

و از علوفه سیر نمی شود

هیچ قصه ای را باور نکرده

و می کند از پرت این ساختمان   تصویری

لای چشمهاش چال

حالا که دارد پالتوش را می فروشد

و آمبولانس ها نرینه گی اش را

به گله ی رم کرده ی خوابش ارجاع می دهند

به گیجی زده خود را

و هیچ اختلالی

بین این پخش زنده را

گردن نمی گیرد.

علی مرادی

این مورد را ارزیابی کنید
(6 رای‌ها)
  • اندازه قلم
modir

آخرین‌ها از modir