چاپ کردن این صفحه

شعری از محمد مختاری

کوارتت ابر

 کوارتت ابرهای رو به رو

 

ندا می آید بی تاب و قطع می شود

با پوزخند

و انتظار نقش می بندد در

 کوارتت ابرهای رو به رو


کسی برای عروسی انگار نی می زند

کسی برای عزا انگار

جغجغه به صدا در می آورد.

در بزرگ تالار می گشاید با شتاب

ندا و پوزخند می تابند در پی هم

و کوچه ها می پیچند تا میدان

پشت کلیسا

کنار می کشد خود را هوای سرد

تا خانه ی شماره ی پنج.

حیاط کوچک چارگوش

               منور از برف و قندیل یخ

و سرفه می پیچد در نرده های

پیچ در پیچ

صدای ساق های پوک و تب زده

در بله ها که بالا می روند

تا حجم تاریک مستطیل را بپیماید

           تا نور چارگوش آسمان.

نتی کشیده می شود بر کوبه ی در

و غیژی کوتاه قهوه ای سوخته را

می گرداند بر پاشنه

دراز می شود دست از درون و

می گیرد دعوتنامه ام را و پس می دهد

                         _ انگار خیلی دیر رسیده ام

درون خانه می گردد ابر بر نقاب های

شلوغ و سقف دلتنگ و تخت خاموش

به کوچه می نگرم از پنجره

       کالسکه نزدیک شده است

به روی نت هایی که بر روی پایه نصب شده

انگشت می کشم

و صدای مرد بر می آید در تشییع خویش.

اتاق کوچک تاریک منتشر می شود

در مویه ی زمین

سیاه می زند از دور میز تحریر کهنه

کتاب های پراکنده

           پرده های کشیده

                     نواهای محجوب.

معلق است شب در حجمی کز رویا

              نشانه ای ندارد.

    

   به شانه ی "مهمان سنگی"

تکیه می دهم

و عینکم را پاک می کنم.

(محمد مختاری

این مورد را ارزیابی کنید
(2 رای‌ها)
  • آخرین ویرایش در جمعه, 04 اسفند 1396 ساعت 00:16
  • اندازه قلم
modir

گروه فناوری اطلاعات جومی ارائه کننده ی خدمات جوملا اعم از قالب فارسی جوملا ، افزونه فارسی جوملا ، هاست ویژه جوملا و.....

وبگاه: www.joomi.ir/

آخرین‌ها از modir