راهبه خشنود

تونل های آبی

  • جمعه, 23 مهر 1400 ساعت 18:24
  • منتشرشده در شعر
  • خواندن 113 دفعه

تونل های آبی

 

درد که بیاید

به ساعت کاری ندارد

می‌نشیند بر بام

مثل برف.می‌خواهی بکَنی از این شهر

اما رودها همه خشک‌اند

و آن درخت شبیه روزهای آخر پدر است

و من نفهمیدم

تنها جان دادن

روی تختی که هیچ خاطره‌ایی ندارد

چگونه تو را به آغاز می‌برد

به وقتی که ایستادیم زیر ناودان‌ها

و جنازه‌ی برادر...

جرات نکردم به چشم‌هایش نگاه کنم

که زندگی را دوست داشت

و رودها را.تو از گویش جوانه‌های گندم چه می‌دانی ای مرگ؟

از نغمه‌ی سنگ‌ریزه‌ها و

سرمستی ماهیان کوچک.

عزیز دلتنگ به خاک نسپرده‌ای

که بدانی

این جنگل‌های بنفش

امتداد چه رگ‌ها و آرزوهای‌ست

تا بدانی درد چگونه رسوب می‌کند

به عصب‌ها

عصب‌های بی‌زمان

و باران

در باران چیزهای زیادی‌ست برای بی‌قراری

بوی خاک

و پدر

که در دود سیگار عروج می‌کرد

به شن‌های روان

به هیمه‌های خشک

و رودی که از پیشانی برادر می‌گذشت

نحفیف

پر از ماهی‌های سرخ کوچک.

به رگ‌ها

رگ‌ها، این تونل‌های آبی

چگونه از آن گور سرد نقب می‌زنند

به درخت

به روزهای آخر پدر

به دختری که ایستاده دور از جمعیت

با تمام برگ‌ریزان پاییز در روسری‌اش

باید ایستاده باشی زیر ناودان‌ها

که بدانی

زندگی خشن‌تر از شوره‌زارهاست.

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
  • آخرین ویرایش در یکشنبه, 25 مهر 1400 ساعت 00:11
  • اندازه قلم
محتوای بیشتر در این بخش: « گویش باران

درباره ایرانشعر

 

وبسایت ادبی-هنری ایرانشعر با تکیه بر نگره‌ای نقد محور و اجتماعی بر آن است تا به شناسایی و سامان بخشی آن دسته حرکت های خلاقه ی شعری و ادبی بپردازد که در بطن ادبیات معاصر ایران در جریان‌اند.این وب‌سایت بر مبنای اخلاق نقد حرفه‌ای و حفظ حقوق اجتماعی شاعران و مولفان در عرصه‌ی نگارش و با هدف نشر آثار تولیدی شاعران جوان که از سطح قابل قبولی از شعریت و ادبیت برخوردار باشند و بدون توجه به هر نام و امضایی تشکیل شده، ضمن دوری از جریان های (مسلط شعر و ادبیات وابسته،جشنواره‌ای و رسمی)می‌خواهد تریبونی مستقل برای آثار مستقل و خلاقه ی شعر،داستان،نقد و نظریه‌ی ادبی باشد.افراد علاقه‌مند جهت همکاری با تحریریه می‌توانند رزومه‌ی حرفه‌ای خود را به آی دی های زیر در تلگرام ارسال نمایند:

Amynrjbyan1981@

ShimaQasemi@