نصرت الله مسعودی

با حباب های رود

  • جمعه, 23 مهر 1400 ساعت 14:16
  • منتشرشده در شعر
  • خواندن 72 دفعه

با حباب های رود رازی داشتم

 

با حباب های رود رازی داشتم

و با پرنده

که رنگ ِ آبی آسمان را

به زخم ِ بال بسته بود رازی.

این کهربای کهکشان وُ رنگ

به کجا می کشانَدَم؟

رهایم نمی کند شاید شعری بنویسم به رنگ لاجورد!

بادا بادهای همیشه ی من به کول بادند با

دیوان های ناسروده ای از عتیقه ی عشق.

گیجی چه میزبان گنگی ست،

شبیه واژه ای در نابینایی خویش

و پرتم می کند در چشمانی کورتر و می گویم : به درک!

تنها نگران ِ تو ام ای التهاب گذشته از تاب ِ التهاب ها

که نه الاهه گان آب تو را می فهمند

نه تو دوست داری از باران های این آسمان

کف ِپایت را تر کنی.

بیا با سرودی که ضرباهنگش نگاه در نگاه ست.

زبانت را روی آن رژ ِ کم رنگ بکش

و رهایم کن

در بغل ِ بهارانه ی بارانی که مست می بارد!

تاریکی ست وُ عربده

و سنگ برای سنگ

دندان تیز می کند.

معلومم کن در این خطوط همه مجهول

در تجریش ِخاطره وُ گلنار

کدام ترانه را باید در پیچک ِ مویه بپیچانم

تا شب ِ شوق ِ عاشقانه گی باز

در آتشگاه ِکولیان ِ دیروز ِاهواز

و تشگاه های دیگ بربالین بلوط های بی طاقت ِ " گرین" *

پایکوبی کند.

دارم تلو تلو می خورم در راهی که نمی روم.

به قشنگ ِراه رفتنت قسم

این راه

خود پاپی ِرفتن ِ خود است.

دستت را با دلبستگی ِپیچک

در دستم بگذار

مباد با این سکندرهایی که از جا تکانم نمی دهد،

جهان در جا و یکجا

مرا بدزدد از مهربانی ماه وُ

ریگ های چشمک زن چشمه

و بدزدد از لاجورد کاشی های تر

وچشم بند بزند به ریسه های خوش تابی که عروس

از زیرشان زیبا تر می گذرد.

مرا بپیچان در خود

مرا گوشه ی لبخندی پنهان کن که

هوای هوایی شدن ِ یاس های دیروز را

در نفس ِتازه ی و عمیق ِشب دارد

چیزی دارد دیوانه ام می کند از نا پیدای درد.

گفتم دارد دیوانه ....

و چه کیفی دارد اگر با بازی آن لب،

با آن ِ آن لب ها بگویی : به درک!

چه پرنده ی خیسی شده ام در این باران ِبی گریز

مرا در گریبان ِپیراهنی عریان تر از تن

بر ملا کن تا به تجربه ی زیستن برسم

مثل پرنده در آشیانه بهار

تا پا بکشد از روزگار

این سرمای سگی

که خودش هم

از دست ِخودش کلافه است.

و دنبال ِشاخه ای می گردد که

طنابی به آن آویزان باشد.

* کوهی سر سبز در لرستان

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
  • آخرین ویرایش در جمعه, 23 مهر 1400 ساعت 14:29
  • اندازه قلم
محتوای بیشتر در این بخش: « ابرهای جمعه پل معلق »

درباره ایرانشعر

 

وبسایت ادبی-هنری ایرانشعر با تکیه بر نگره‌ای نقد محور و اجتماعی بر آن است تا به شناسایی و سامان بخشی آن دسته حرکت های خلاقه ی شعری و ادبی بپردازد که در بطن ادبیات معاصر ایران در جریان‌اند.این وب‌سایت بر مبنای اخلاق نقد حرفه‌ای و حفظ حقوق اجتماعی شاعران و مولفان در عرصه‌ی نگارش و با هدف نشر آثار تولیدی شاعران جوان که از سطح قابل قبولی از شعریت و ادبیت برخوردار باشند و بدون توجه به هر نام و امضایی تشکیل شده، ضمن دوری از جریان های (مسلط شعر و ادبیات وابسته،جشنواره‌ای و رسمی)می‌خواهد تریبونی مستقل برای آثار مستقل و خلاقه ی شعر،داستان،نقد و نظریه‌ی ادبی باشد.افراد علاقه‌مند جهت همکاری با تحریریه می‌توانند رزومه‌ی حرفه‌ای خود را به آی دی های زیر در تلگرام ارسال نمایند:

Amynrjbyan1981@

ShimaQasemi@