16 شهریور 1398 خواندن 42 دفعه
دوشعر از اکبر قناعت زاده...   1/ خیالت راحت باشد دلبرم تو را جا نمی گذارم یک کافه - یک خیابان یک شامِ رمانتیکِ دونفره میدانی رفیق ویکتوریا هم عاشق است هم عاقل زیرِ… ادامه مطلب...
16 شهریور 1398 خواندن 22 دفعه
غریق../   ای بصیرت متواضع من درطبقه ی چندم چشم باز می کنی به ارتفاع به قد بلندی از کلماتم که مدام آب می رونددرماهیت چشم بیاویز مرا از بند رختی تا تفاله ی… ادامه مطلب...
16 شهریور 1398 خواندن 25 دفعه
1/   زیبایی دوام می آورد و در حلقه های زمان می پیچد نه با چرخش کوپرنیکی کانت با یک «دوستت دارم »ساده که مرگ را به سخره می گیرد... ***  2/ برای رسیدن… ادامه مطلب...
16 شهریور 1398 خواندن 126 دفعه
اشتباهی//...   نگاهت زنی داشت گيسوانش شبي كه روى دار قالی بود صورتش دشت كمي گنجشک ، پرستو ، كبوتر و چند كلاغ تن پوشش صدايش زلالی آب در كوزه ای زندانی دلش پر… ادامه مطلب...
30 مرداد 1398 خواندن 120 دفعه
...   عاشقم به باد که آمده از پشت کوه از پشت دوستت دارم که منعکس شده در کنش های خم گردن ریخته استخوان ماهی در عمق نگاه گربه ها در صحنه ی ژرف… ادامه مطلب...
30 مرداد 1398 خواندن 47 دفعه
چرخ دنده - شعری از علیرضا نوری   ما همگی به خاطر آقای رییس می رفتیم کارخانه تا دلتان بخواهد آقا نجیب حق کارگران را سر وقت می داد تنها کارخانه ی جهان بود… ادامه مطلب...
27 مرداد 1398 خواندن 70 دفعه
رنگ ها   ساعت ملاقات به آبی در میزند به سبز خیابان به قرمز کوچه تو کجای این همه رنگ خوابیده ای وقتی که از پلک میگیرمت و میگذارمت زیر گلدان مثل کلیدی که… ادامه مطلب...
27 مرداد 1398 خواندن 46 دفعه
ماهیان آواز   در سفرم می خواستم که مرغ ها ماهیان آوازِ تو باشند چون کوچ می کنم وطنم باش باید ببینی چه برفی در دهان تو می بارد این نشستن را سخت می… ادامه مطلب...
27 مرداد 1398 خواندن 44 دفعه
در ابر   1 از بس در زرد رفته بودم صدایم اندوه فصل را می کشید انگشتانم بالا بود و ابرها را تکان می داد آمدنم شبیه آهویی که نافه نداشت شد اما عطر… ادامه مطلب...
19 ارديبهشت 1397 خواندن 725 دفعه
تهرانی   بدون تو پارك‌های این شهر هم تاب نمی‌آورند مرا بس كه بی سرو صدامی‌آیم و می‌روم این دو اتاق چگونه بیاورند و ببرند مرا هر روز اگر نشسته نباشی به انتظار در… ادامه مطلب...
07 ارديبهشت 1397 خواندن 694 دفعه
آلاخون     باران ببافم به شانه های علف به قیچی بِکَنم چارقدی ته نشین در گل و عشق در دهان ما چنان بشکند کلماتی به دندان آنقدر له بکند به زل زدنم که… ادامه مطلب...
03 ارديبهشت 1397 خواندن 747 دفعه
کم خونی     ابرویم از فرط استدلال پایین نمی آید ابری کنار من ایستاده شلوارش خیس در کافه ، در تاکسی در بانک در مترو بین زنده‌ها ، بین مرده‌ها ابری کنار من… ادامه مطلب...
صفحه1 از2

درباره ایرانشعر

 

وبسایت ادبی-هنری ایرانشعر با تکیه بر نگره‌ای نقد محور و اجتماعی بر آن است تا به شناسایی و سامان بخشی آن دسته حرکت های خلاقه ی شعری و ادبی بپردازد که در بطن ادبیات معاصر ایران در جریان‌اند.این وب‌سایت بر مبنای اخلاق نقد حرفه‌ای و حفظ حقوق اجتماعی شاعران و مولفان در عرصه‌ی نگارش و با هدف نشر آثار تولیدی شاعران جوان که از سطح قابل قبولی از شعریت و ادبیت برخوردار باشند و بدون توجه به هر نام و امضایی تشکیل شده، ضمن دوری از جریان های (مسلط شعر و ادبیات وابسته،جشنواره‌ای و رسمی)می‌خواهد تریبونی مستقل برای آثار مستقل و خلاقه ی شعر،داستان،نقد و نظریه‌ی ادبی باشد.افراد علاقه‌مند جهت همکاری با تحریریه می‌توانند رزومه‌ی حرفه‌ای خود را به آی دی های زیر در تلگرام ارسال نمایند:

Amynrjbyan1981@

ShimaQasemi@